نقد

نقد بازی Far Cry 4

یاکتی-یاک

 پاگان مین یک قطعه زشت از کار است. او حاکم مغرور و متکبری است که به شما با نمایش نفرت انگیز خشونت در ملت افسانه ای کیرات خوش آمد می گوید. مین مرد وحشتناکی است، و این به معنای آن است که شما او را خوار می شمارید – یا حداقل، دیده می شود که به محض اینکه رجز خوانی اش تمام می شود شما را با ” نعره جانکاه” دعوت می کند در حالی که داد و قال بیش از آهنگ طول می کشد، شما را برای یک فانتزی قوی درست لحظاتی پس از تبدیل هدفمند بازی به میل شما آماده می کند. بعد از آن مین بر روی سر شما یک کیسه کشیده و شما را تا اقامت گاه مجللش همراهی می کند. آنجا در نزد یک کاسه سر میمون آماده است تا شکاف باز شود، او دوباره بی رحمی هایش را با فرو کردن یک چنگال ذر پشت راهنمای محلی شما اثبات می کند و او را مجبور می کند تا در بیرون از پنجره برای کمک فریاد بزند.

فار کرای ۴ با همچنین تغییرات آهنگین بارگذازی می شود، اینکه شما ممکن است به بازی بسیار مشکوک شوید باعث می شود تا سعی به برقراری ارتباط با آن ها بکنید. نوشته به ندرت به خود آگاه تغییر می کند، یک شخصیت، برای نمونه، خیانت یک آمریکایی که سعی در ورود زورکی از یک ایالت خارجی را دارد بازگو می کند، تفنگ را نشانه رفته و به نام ” انجام چیز درست” خون پاشیده می شود. اما اگر فارکرای ۴ می خواست با تقلید مسخره خشونت آن ها را به تصویر بکشد، یک کار بی ارزش برایش بود. شما آجای قلعه هستید، یک آمریکایی که به کیرات آمده تا خاکستر به جا مانده از مادرش را با آرزو هایش به باد بدهد، اگرچه مدت زیادی نمی گذرد که شما منشا راه طلایی را به دست آورده اید، همان گروه جدایی طلب کمک کردند تا مادر شما پیدا شد. وقتی موضوع شورش نگران کننده می شود، فارکرای۴ چیز ها را جدی می گیرد، اغلب شما را مجبور به انتخاب بین رهبری آرزوهای مسیر طلایی حاضر و  قرار گرفتن در یک ماموریت که موارد فوق مثل شمایند، می نماید. این رهبران –آمیتا و سابال—هر دو نیت خوبی دارند، به دنبال بهترین ها برای مردم فقیر نشین شان هستند، اگرچه سابال بر یک چیز اصرار دارد که آمیتا از جنسیتش به عنوان یک تاکتیکی ماهرانه برای روشن ساختن اینکه او، و بازی به خودی خود، همیشه یک پیشرفت معنا داری را ارایه می کند، استفاده می نماید.

غیر ممکن است که بر روی این شخصیت ها سرمایه گذاری شود، اگرچه، یک سخنرانی نیمه جدی به صورت چهره به چهره توسط دو معتاد که دود را به صورت شما می دمند دنبال شده که کاریکاتور های مربوط به فرهنگ مواد را در هر نوع ممکن مجسم می کند. بهترین موجودی داستان، تبه کارانی است که در کمتر فیلمی مشاهده می شود، اجرای بیشتر دیالوگ ها در یک رادیوی شخصی که قاتل زنجیره ای را یادآور می شود که چهره قربانیان را با یک علامت مخصوص علامت می زند. فارکرای ۴ موضوعات روایی فارکرای۳ را بهبود نبخشیده، ولی آن ها را تقویت کرده تا زمانی که داستان در یک مشت داد و هوار به زبان یک قبیله جنگلی کلیشه ای و سیاست های خود نمایانه فرو می پاشد. برای یک بازی ک اصولا به تولید یک قالب شاد شخص اول علاقه مند می باشد، فارکرای۴ به طرز عجیبی در مورد شوکه کردن شما با انجام دادن تلاشی کم برای به هیجان در آوردن شما کوتاه نمی آید.

مانند محیطی که اسکوی نپالی به تصویر می کشد، فارکرای ۴ در باره کم ها  و زیاد هاست، با داستان گویی بی نظیر شما را قبل از اینکه در بیابان رها کند تا هیجانات خودتان را بسازید، آرام می کند. این هیجانات تقریبا در همه موارد ممکن است یک نوع تیک به وجود بیاورد که همان علامت مخصوص فارکرای ۳ است. شما هستید با یک نقشه بسیار بزرگ نقطه گذاری شده، با فعالیت هایی که هر یک آن قدر جالب هست که شما بخواهید به آن نقطه حمله ببرید تا ببیند در آنجا چه چیزی انبار شده است.

شاید آن یک پایگاه مرزی است که نیاز دارد از دست ارتش مین آزاد شود. شما می توانید برای آزاد کردن نیرو ها با حرکات مخفیانه در اطراف، زخمی کردن آدم های بد از پشت و فرو کردن خنجر در پیشانی رفقایشان با یک حرکت سریع اقدام کنید. اما افزونه های فارکرای۴ حرکات مناسب نسبت به هرج و مرج می باشد و فرار از سیستم امنیتی آن ها مشکل است. پرتاب یک قطعه گوشت ببر یا خرس ( یا حتی یک دوره گرد بسیار دوست داشتنی، مرجعی که برای چندین سال پیش تاریخ گذاری شده است) را به یک مهمانی خونین دعوت می کند. این موجود اصلا آشنا به نظر نمی آید—آن ممکن است یکباره در زمانی که گوشت سربازان مین را به عنوان یک وعده غذایی به او داده می شود به سمت شما بچرخد—بنابراین در پرتاب کوکتل ملوتوف میان مخلوط و تماشای جرقه های آتش گربه سانی که باعث ترس در دل دشمنانتان می شود گناهی نیست. البته شما باید با تمام سرعت بدوید و توسط AK_47 آتش به اطراف بپاشید، یا به آرامی نارنجک ها را از پرتاب کننده تان  که موثر ترین اسلحه کمری موجود در بازی اولیه است، پرتاب کنید.

یا شاید شما واقعا اعتقاد دارید بزرگ شده اید. فیل ها ممکن است تیتان های صلح آمیزی به نظر بیایند، اما وقتی کسی سوار آن شده باشد، آن ها تبدیل به یکی از مخرب ترین نیروهای فارکرای ۴ می شوند. یک ماموریت داستان جانور پوست کلفت را به صورت اختصاصی برای استفاده خوب قرار می دهد، به شما فرصت های زیادی را برای غلبه بر وسایلی که به سمت شما می آیند می دهد که با یک ضربه سریع کامیون آن ها را واژگون کنید. قطعا شما تا زمانی که یکی از سربازان مخالف را به هوا پرتاب نکرده و صدای جیغ او را نشنیده باشید به درستی زندگی نکرده اید. اگر شما به سمت این بازی آمده اید تا قدرت را احساس کنید، فارکرای ۴ این نیاز را بر طرف می کند. این به معنای این نیست که بازی آسان است؛ ماموریت های مخفی کاری منجر به شکست و توپخانه دشمن می تواند سبب ساز نا امیدی بشود، اما شما معمولا ابزاری برای مقابله با آن دارید. اگر حرکات مخفیانه شما را محدود می کند، یک تیر و کمان به خوبی از عهده بر بیاید. چنانچه شما محاصره شدید شما می توانید یک تخم کمپانیون AI را که گرفته اید بیاندازید تا در جانب شما بجنگد.

شما هستید با یک نقشه بسیار بزرگ نقطه گذاری شده، با فعالیت هایی که هر یک آن قدر جالب هست که شما بخواهید به آن نقطه حمله ببرید تا ببیند در آنجا چه چیزی انبار شده است.

زندگی حقیقی کمپانیون ها قطعا بهتر است. یک رفیق (یا غریبه) می تواند در ماجراجویی شما به شما ملحق شود، و هر دو تای شما به صورت افراد غیر عادی شروع به آواز خواندن بکنید، حتی ویرانی های تلاش اقتصادی کیرات را با انتقام جویی و غارت هر چیز قابل رویت بیشتر آشکار نمایید. جالب است که با بالگرد شیک فارکرای ۴ در اطراف گشتی زده شود، ولی لذت واقعی وقتی است که به آن چنگ زده و در حال نوسان به پس و پیش رفیق شما به سمت بالا بلند شود. ممکن است یک هلیکوپتر دشمن در محدوده دید شما پرواز کند، اینکه آن را با یک راکت بندازید وسوسه انگیز است ولی شما همیشه می توانید به کمک دوستتان در یک محدوده نوسان کرده و با یک شات گان خلبان کوپتر را بترکانید. شاید یک بسته از دولز( نوعی سگ وحشی) حمله کند، به خوبی می توانید به سمت آن ها شلیک کرده و پوست آن ها را به کمک یک رفیق که در سمت شماست بکنید. یک نوع حس رفاقت دلچسب با آن وجود دارد، هر دوی شما بر روی فیل ها که به شکل یک کاروان خط خطی خاکستری است، از میان یک رود به آهستگی عبور می کنید. فارکرای ۴ با تهیه یک نقشه ساده بارگذاری شده با آیکون هایی برای دنبال کردن راضی نمی شود، فعالیت ها را به صورت با شکوه در برابر شما رژه می دهد به نحوی که مایه تاسف خواهد بود اگر شما به مقدار چیز هایی که برای انجام وجود دارد توجه نکنید. شما یک پایگاه مرزی را آزاد کرده با رانندگی دور می شوید، و شما در مدت ده ثانیه با اخبار مکان هایی که اکنون زیر حمله هستند بمباران می شوید. شاید شما برگشته و حمایت انجام دهید، در حرکت بعدی باید با همان دستورالعمل ها ملاقات کنید، باید متوقف شوید؛ فارکرای ۴ اشتباهات شما در حمایت از پایگاه مرزی را به شما اطلاع می دهد. من نسبت به بازی های ناقص ولی کمک کننده با ویژگی رانندگی خودکار بسیار سپاسگزار هستم، چرا که به شما اجازه می دهد تا فرمان ماشین را رها کرده و به AI داده تا شما بتوانید بر روی آتش ریختن از تفنگتان در پشت ATV ها تمرکز کنید. من نسبت به عادت فارکرای ۴ که آیکون مکان را به نزدیک پایگاه مرزی که تحت حمله من قرار دارد برده ممنون نیستم چرا که باعث می شود تا وسیله من به جایی که بازی می خواهد و نه جایی که من می خواهم برده شود. چرا همچنین سندباکس عظیمی باید به کار گرفته شود تا مشتاقانه مرا فریب بدهد تا از مسیر اصلی ماجراجویی ام دور شوم؟ چرا باید یک بازی بهترین داستانی که من برای خودم ساخته ام را با داستان دیگری در برابر من تحمیل نماید، مرا مجبور به خوردن بروکلی قبل از اجازه دادن به خوردن دسر بکند؟

حد اقل دسر خوشایند است، اقتصاد فوق العاده ای با فار کرای ۴ حمایت شده است، که چیز های خوبی را در برابر شما آویزان می کند که به شما جرات کافی می دهد تا روپیه کافی برای خرید آن ها را در یافت کنید.

به زودی شما متوجه می شوید که کیف شما نیاز دارد تا قبل از گرفتن روپیه بیشتر به روز شود، و کوله پشتی شما تنها اجناس محدود تجاری را، تا زمانی که یک بزرگتر آن را بسازید، برای فروش دارد. و بنابراین شما مجبور به شکار و پوست کندن حیوانات وحشی شده تا زمانی که مخفی جات آن ها در یک کیسه مهمات بزرگتر جا به جا شود. به طور واضح شما گل ها وگیاهان را ربوده و می توانید سرنگ درمانی و سایر اثاثیه مفید درست کنید، و از برج رادیویی بالا رفته تا بتوانید از مه جنگ بالا بروید و فعالیت های بیشتری برای انجام آشکار نمایید. به آسانی شما با این شبکه از چیز ها فریب می خورید، چیزی می خواهد که لازمه چیز دیگری که شما می خواهید است، که خود سبب ساز نیاز به انجام چیز دیگری است. البته آن چیز با دستور العمل یوبیسافت بعد از سالها تا به امروزه به مرز پختگی رسیده است، ولی دارد شروع به خودمانی شدن می کند. این ها فارکرای/پیمان برادری/تماشا رانندگی فرمول سگ ها در هایپردرایو هستند: هیچ قطعه ای از واقعیت از دست مسائل-شبکه در امان نبوده است.

حداقل داستان بسیاری از چیزهای متنوع را تهیه می کند. بعضی مواقع کلی مواد به شما پمپ شده و به سوی شانگری-لا شناور می شوید، جایی که شما دیدنی های رویایی و همچنین ببر ها و شیاطین را تحسین کرده، بعضی مواقع، سطح اکسیژن را در هنگام اکتشافات در مناطق خطرناک هیمالیا حفظ می کنید. ماموریت های فارکرای ۳ نهایتا بیشترین تاثیر را داشت: جست و جوی تخریب مواد فار کرای ۴ به طور واضح وام گرفته از اجداد پیشینش ( و بهتر) بود، و سفر های توهم زای ۳ ام جالب تر از اقامت موقت در شانگری-لا بود. اگر چه بهترین ماموریت های فارکرای۴ از اندازه های کلی بازی ها به خوبی استفاده کرد، گسترش های پیچیده ی فضا های افقی و عمودی را تهیه کرده و آزادی عمل را همان گونه که شما می خواهید برای دستیابی به آن ها به شما می دهد. روابط قبلی یوبیسافت غیر قابل اجتناب است. شما پوستر های تبلیاتی روی دیوار ها برای اتحاد برادی ii را پاره کرده و بخش های جدید نقشه های دیواری بازی های بسیار جدید یوبیسافت را رو نمایی می کنید. برچسب تغلیظ شده ماموریت ها برای روی دست، بیشتر مربوط به اسپلینتر سل : لیست سیاه است، اگر چه آن تنها ویژگی ای که بازی های بسیار جدید سام فیشر دارد را به یاد می آورد. فارکرای ۴ کور سویی از بازی های رقابتی که دو تیم نامتقارن را در برابر هم به چالش می کشد، دارد. تغییر اهداف بسته به حالت انتخابی شما تغییر می کند ولی اصول به همان صورت باقی می ماند. یک گروه به عنوان شکارچی بوده و به تیر و کمان مسلح شده اند و قابلیت نامرئی شدن و سوار شدن بر فیل ها را دارند؛ دیگران وسایل استاندارد برای رانندگی داشته و از بین صف طویلی از اسلحه ها انتخاب می کنند، نبرد فقط با نیرو انجام می شود.

بهترین قسمت بازی مسابقه ای این است که تعداد زیادی مبارزه آزاد پیشنهاد می دهد. شما می توانید باد را در لباس بالدار خود به سوی یک هدف مشخص برانید، آد-هوک، دیوار هایی از آتش را با مولوتوف بسازید، و رقیب را در زمانی که با پرنده شکاری گلاویز است و برای دفع او تلاش می کند با تیر بزنید. تیم ها همچنین در جست و جوی کنترل قلعه هایی که شکارچیان را در یک نقشه کوچک آزاد می کند ( یا آنها را حذف می کند) هستند، که نقطه استراتژیک دیگری برای مذاکرات اضافه می کند. این مسابقات پنج در پنج از اول تا آخر لذت بخش هستند، نه به خاطر اینکه مبارزات با تنش آغاز می شوند بلکه ان ها فوق العاده انطباق پذیر بوده و این گونه است که  مبارزه تکرار می شود.

مسابقات مشکل دارند، به خصوص، وقتی به مقصد برسید و متوجه شوید که شما موضوع دیگری را دوست داشته اید و مجبور به شروع مجدد کل ماموریت از آغاز می شوید، و باعث می شود که برای یافتن موج رادیو تلاش کنید چرا که شما در این طرف دیوار بزرگ چین نمی بایست به رادیوی بی شخصیت گوش بدهید.

آن موقعی اتفاق می افتد که شما آشوب های تماتیک اصلی، ماموریت های پشت سر هم فارکرای ۴ را دور بزنید، و دائما گیر بدهید چرا که بازی ای که دنبالش بودید را پیدا کرده اید، نفس عمیق بکشید و از کوه هایی که در دور دست قد کشیده و دره هایی که در زیر شما جریان دارد لذت ببرید. همان طور که در زمینه شرح داده شد، فار کرای ۴ به بالا و پایین سفر می کند، همه بازی های ویدیویی خوب بد و زشت را در یکی ارائه می کند. هیجان انگیز و آشفته، گنگ و زجر آور، عظیم و زیباست. هر صفتی که در مجموعه واژگان به کار رفته شده را بگیرید، و از آنجا که بخت یار است، به نوعی فارکرای ۴ را توصیف می کند.

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

بالا